X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

این ساعت مچی با کیفیت فوق العاده بالا و قیمت مناسب در نوع خود بهترین میباشد به روز باشید تا متفاوت شوید

با این ساعت کنترل تلویزیون و دستگاه های خانگی DVD را

در اختیارتان بگیرید!دیگران را شگفت زده کنید با این

ساعت تلویزیون خود را کنترل کنید شبکه ها را

عوض کنید ، صدا را کم و زیاد کنید

» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید . . .

قیمت : 12000 تومان

==============================================

آیا راه دیگری برای داشتن بینی ایده آل بدون عمل جراحی وجود دارد؟

ماسک چندکاره مخصوص بینی

کوچک کننده و فرم دهنده بینی تاثیر معجزه آسا فقط در 4 مرحله

نتیجه اعجاب انگیز آنرا در مدت زمانی بسیار کوتاه

قیمت :10300

 

» برای مشاهده توضیحات بیشتر اینجا را کلیک کنید . . .

=======================================

ساعت مچی طرح CK

در رنگ های متنوع و زیبا ویژه افراد خوش سلیقه

یک ساعت فوق العاده شیک و جدید

 

که جذابیت شما را چندین برابر می کند

خانم های شیک و امروزی با این ساعت مچی زیبا

بیش از پیش در مجالس بدرخشید

قیمت :۹۵۰۰ تومان

ساعت مچی طرح CK

مشاهده توضیحات بیشتر در اینجا کلیک کنید

 

داستان بسیار بسیار آموزنده و جذاب ” یک لیوان شیر” حتما بخوانید

روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد. از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد. روزی متوجه شد که تنها یک سکه ۱۰ سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد. تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد. دختر جوان و زیبایی در را باز کرد. پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و به جای غذا، فقط یک لیوان آب درخواست کرد.

 


http://far30sms.royablog.com/ آخرین داستان های 89, بهترین داستان های جدید, بهترین داستان های خرداد ماه, بهترین داستان های پند اموز, بهترین سایت داستان, بهترین و جدیدترین داستان ها, تیر ماه 89, جدیدترین داستان های 89, جدیدترین داستان های خرداد ماه 89, خرداد 89, داستان 89, داستان آموزنده " مشکل مرد فرتوت با زن و دخترش ", داستان آموزنده و خواندنی " دعای کشتی شکستگان", داستان بسیار بسیار آموزنده و جذاب " یک لیوان شیر" حتما بخوانید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب ، خواندنی و آموزنده " دختر فداکار", داستان جدید, داستان خرداد ماه 89, داستان خیلی خوادنی, داستان داغ, داستان غمگین, داستان های 89, داستان های آخر خرداد, داستان های آموزنده تیر ماه 89, داستان های آموزنده جدید, داستان های آموزنده فروردین ماه 89, داستان های اردیبهشت ماه 89, داستان های بسیار زیبا, داستان های تیر ماه 89, داستان های خرداد ماه 89, داستان های زیبای خرداد ماه 89, داستان های زیبای خواندنی, داستان های عاطفی, داستان های نیمه دوم خرداد 89, داستان های پند آموز فروردین ماه 89, داستان های کوتاه اردیبهشت ماه 89, داستان های کوتاه جدید, داستان وجود خدا, داستان کوتاه اول خرداد ماه 89, داستان کوتاه جالب, داستان کوتاه جدید, داستان کوتاه خرداد ماه 89, داستان کوتاه خواندنی, داستان کوتاه فروردین ماه 89, داستان کوتاه و زیبای "عشق جوان به دختر پادشاه", داستانک آموزنده, داستانک آموزنده فروردین ماه 89, داستانک اردیبهشت ماه 89, داستانک جالب, داستانک جدید, داستانک خیلی جدید, داستانک زیبا, داستلن های کوتاه خرداد ماه 89, داستنک خرداد ماه 89, راد اس ام اس, زیباترین قلب, سایت تخصصی داستان کوتاه, سایت داستان, سری جدید داستان های آموزنده, فروردین ماه 89, مجموعه داستان های بسیار زیبا, مجموعه کامل داستان های خرداد ماه89, وبلاگ داستان

دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود به جای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد. پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت: «چقدر باید به شما بپردازم؟». دختر پاسخ داد: «چیزی نباید بپردازی. مادر به ما آموخته که نیکی ما به ازایی ندارد.» پسرک گفت: «پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم»
سال ها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد. پزشکان محلی از درمان بیماری او
اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.
دکتر هوارد کلی، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد. هنگامی که متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید. بلافاصله بلند شد و به سرعت به طرف اطاق بیمار حرکت کرد. لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد. در اولین نگاه او را شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند. از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری، پیروزی از آن دکتر کلی گردید.
آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود. به
درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد. گوشه صورتحساب چیزی نوشت. آن را درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.
زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت. مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد. سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد. چیزی توجه اش را جلب کرد. چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود. آهسته آن را خواند:

«بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است . . . »